اهواز - پارت ۳(مدرسه رهنما)
سربندر خرداد ۱۴۰۴
مامان/بابا
نتیجه آزمون اعزام به خارج
برای محیا❤️
حسام نگو طلا بگو😍
حسامِ شیطون و شیرین زبونم، انرژی مثبت خونست پایه ی پیاده رویها و بیرون رفتنام شده❤️ فشن دیزاینر خوبی هم هست 🤭❤️ دیشب این لباسارو پوشیده بود و شده بود امام حسین🤭 اون شال روی صورتش هم نورِ امامته😅❤️ توی مهد باشون سرود کار میکردن.یه قسمت از سرود میگفت:یابن الحسن عنایتی بر ما فقیران.... حسام گفت به خاله کوثر گفتم: من ک فقیر نیستم، من پولدارم😅❤️ خاله کوثر هم خیلی قشنگ جوابشو داده بود و گفت منظورش اینو چون امام زمانو نداریم فقیریم توصیفات بهشتو ک شنیده بود گفت : مچ خدارو گرفتم، فهمیدم بهشت چجوریه!!!😁❤️ توی عکس بالا، اولین بار بود ک یکی از همکلاسیاش اومده بود خونمون.امیر علی نصاری یه پسر مهرب...






